حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 21 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1380 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 5 تعداد دیدگاهها : 81×

روحانی شهید محمد تقی واعظی

زندگینامه :

فرزند مسعود واعظی در اول فروردین ماه سال ۱۳۴۲، در خانواده‌ای مذهبی و متوسط به دنیا آمد. او از نوادگان عالم وارسته وخطیب توانای شهر میانه، مرحوم ملا قنبر واعظ معروف به عماد الشریعه و از طرفی هم نوه دختری مدیر هیأت زنجیر زنان حضرت ابوالفضل مرحوم آقا میر عباس به شمار می‌آید.

شهید واعظی دوران کودکی خود را در چنین خانواده و محیطی، پشت سر گذاشت و زودتر از بچه‌های دیگر با رمز علم و کُتَل و زنجیر، آشنا شد؛ با آنها انس گرفت و با عشق ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و یارانش جسم، جان و روحش را صیقل داد. سپس راهی دبستان و دبیرستان شد و این دو مرحله را با موفقیت تمام و معدل عالی، به پایان رساند؛ به طوری که همواره از شاگردان ممتاز دبیرستان امام خمینی(رحمت‌الله‌علیه) حساب می‌آمد.

رشته اصلی وی در دبیرستان، (ریاضی- فیزیک) بود اما در همین حال از خطاطی، نقاشی و شعر نیز بهره‌ای وافی داشت. هنگام شروع نهضت اسلامی، همانند سایر جوانان با ایمان، در تظاهرات و درگیری‌های خیابانی علیه رژیم ستم‌‌شاهی شرکت داشت و چون از خط زیبایی بهره‌مند بود، در شعار نویسی بر روی دیوارها، جایگاه ویژه‌ای به خود اختصاص داد، چنانکه به گفته بعضی از دوستانش، هنوز هم تعدادی از آن شعارها و جملات در بعضی از اماکن عمومی شهر به چشم می خورد.

پس از پیروزی انقلاب، شهید واعظی به عنوان یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی دبیرستان شریعتی، نقش مؤثری در جهت روشن کردن افکار و عقاید مذهبی دانش‌آموزان ایفا کرد. سپس در شمار آن جوانان پر شوری قرار گرفت که در تشکیل هسته اولی و مرکزی سپاه پاسداران میانه، سهم به سزایی داشتند.

او بعد از استخدام رسمی در سپاه، با سمت معاونت روابط عمومی و بخش فرهنگی آن نهاد، به تلاش‌های فرهنگی‌مذهبی خود، عمق بیشتری بخشید چنانکه تحت عنوان مسؤول «اتحادیه انجمن‌های اسلامی مساجد و مدارس» کتابخانه‌ها و کلاس‌های عقیدتی، سیاسی و نظامی بسیاری را در مساجد و مدارس شهرستان، دایر نمود که در آن ایام، نیروهای کارآمد انسانی از قشر جوان در این محافل، تربیت اسلامی وانقلابی یافتند. با جرأت می‌توان گفت این شهید تلاشگر، نقش مهمی در جهت بارور کردن فضای معنوی، فرهنگی و انقلابی شهرستان میانه داشت.

او به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن دین و دانش، به تشکیل کلاس‌های عقیدتی در سطح شهر اقدام نمود و در مبارزه با گروه‌های ضد انقلاب، التقاطی و مسأله دار و افشاگری آنها، سهم چشمگیری داشت.

شهید واعظی با این که در مرحله اول کنکور از رشته پزشکی قبول شده و اداره آموزش و پرورش میانه نیز به جهت شناختی که از وی داشت، از استخدام وی استقبال کرد، ولی او به خاطر اهداف بلندی که داشت، حوزه علمیه را ترجیح داد و در سال ۱۳۶۲، وارد حوزه علمیه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) تبریز شد.

بعد از مدتی همراه عده زیادی از دوستان طلبه، به حوزه علمیه ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) تهران هجرت کرد و در آنجا به تحصیل ادامه داد.

دروس مقدماتی حوزه را به خوبی و سریع پشت سر گذاشت و در جرگه طلاب سرشناس، مطرح شد. وی در ضمن تحصیل، کتب مقدماتی برای طلاب جدید را نیز تدریس نمود.

بعد از اتمام سطح متوسط، به حوزه علمیه قم شرفیاب گشت و در سطح عالی، به فراگیری کتب «رسائل و مکاسب» پرداخت.

او قبل از این که به حوزه بیاید، با بچه‌های بسیجی و سپاهی در جبهه‌ها و با فرماندهان و سرداران، نان و نمک خورده بود؛ هرگز نمی‌توانست و اصلا هویت صنفی او به عنوان یک طلبه مسؤول و روحانی انقلابی، اجازه نمی داد، در هنگام احتیاج و ضرورت، سربازان اسلام را در جبهه‌های جنوب و غرب کشور، تنها بگذارد؛ از این رو هر از چند گاهی به ویژه هنگام شروع عملیات‌ها، سعی می کرد در میان آنها حضور داشته باشد. به این ترتیب وی در اکثر عملیات‌های مهم از آن جمله: عملیات رمضان، عملیات والفجر مقدماتی، والفجر هشت، کربلای چهار و کربلای پنج شرکت فعال داشت. سرانجام هنگام عملیات «کربلای پنج» که در ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ در منطقه «شلمچه و شرق بصره» انجام پذیرفت،

شهید واعظی با خودرو حامل تفنگ ۱۰۶، جهت ستیز با دشمن به سمت خط مقدم شتافت و در این حین زخمی شد، علاوه یک گلوله خمپاره نیز در کنارش منفجر گشت و به این ترتیب، این سرباز فداکار و عاشق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) پس از چند روز نبرد با دشمن در ۲۲/۱۱/۱۳۶۵، در هجوم بی‌امان گلوله‌ها و ترکش‌ها برای صعود به قلّه شهادت پیش تاخت و ساعتی بعد، پیکر ارغوانی او شکوفه باران زخم‌ها شد و به بهار شهادت نشست. پیکر پاکش به شهر میانه انتقال یافت؛ با شکوه و جلال کم ‌نظیر، بر روی دستان امت حزب الله تشییع شد و در گلستان شهدا مسکن گزید.

وصیتنامه :

طلب حلالیت : پدر بزرگوارم ومادر عزیزم وخواهران وبرادران گرامیم وسایر اقوام وآشنایان، من مدتی در خدمتان بودم فرزند خوب وبرادرخوبی برایتان نبودم مرا ببخشید وحلال کنید واز خداوند تبارک وتعالی برایم طلب آمرزش ومغفرت بطلبید.

ادای دین : از مادر عزیزم می خواهم که اگر فرصت و وقت داشته باشد. گاهی وقتها برایم قرآن بخواند. ودر پایان مرا دعا کند. احتیاطا ۶ ماه نماز کامل، ۶ ماه نماز شکسته توسط کسی که نمازش کامل وصحیح است برایم بجا آورده شود.

اصالت حزب اللهی بودن : برادران حزب الهی من بکوشید که اصالت حزب الهی بودنتان را در هر حال حفظ کنید. بکوشید که پیش از پیش به صفت تقوا متصف شوید رضایت خداوند کرامت انسان است ….. سعی کنید هرچه بیشتر خویش را برای خدا خالص سازید ودر رفتارها وکردارها وموضع گیریها تقوا را معیار قرار دهید. رضایت خداوند و مصالح انقلاب را در نظر بگیرید…..

دوری از غیبت ، از دروغ گویی بپرهیزید.

شوخی بیجا : شوخی بیجا وبجا نکنید. فحش ندهید. بدگوئی نکنید متین وباوقار متین وبا وقار باشید. بیجا نخندید وبیجا صدای خنده تان را بلند نکنید حامی ضعیفان در مقابل ضعیفان متواضع وفروتن ودرمقابل قدرتمندان قوی ومغرور باشیدکارهای نیک خود را به رخ دیگران نکشید. کمتر من من بگوئید

عیب جوئی : عیب کسان را نگوئید اسرار دیگران را نجوئید

سخی : سخی وگشاده دست باشید.

سخن سنجیده : سخن سنجیده بگوئید وقبل از گفتن آن را بسنجید وعکس العمل مخاطب را پیشگوئی کنید. از تعارف وتشریفات بیجا بپرهیزید.

حسادت : سعی کنید جلوی حسادت خود را بگیرید.

توقع بیجا از هیچ کس : هیچ توقع بیجا نداشته باشید

اعمال جلف : از اعمال جلف وغلط خوداری کنید

کنترل چشم: چشم را از حرام بپوشانی. از نگاه حقارت آمیز حذر کن. از نگاه های خیره حذر کن.

کنترل شکم: از تناول حرام با طعام شبهه ناک برحذر باش. پیش از سیر شدن دست از غذا بکش قبل از گرسنگی دست به غذا نزن . برای لذت غذا نخور.

کنترل پاها: پا بسوی حرام ننهی. آرام ومتواضعانه راه بروی

کنترل دستها: مال حرام را تصرف نکنی. بر سر مسلمان نزنی واذیت نکنی. آنچه که گفتنش لازم نیست برکاغذ نیاوری

کنترل زبان : سخت مواظب(زبان) باش. آرام ومتین حرف بزن اگر سخن از نقره باشد سکوت را طلاست. در حد ونیاز وضرورت سخن گفتن ودروی از سخنان بیهوده. در هنگام صحبت عفت کلام را حفظ کردن ودوری از غیبت وتهمت وبکار بردن کلمات بی ارزش وزشت. پرهیز از صحبت غیر ضروری با نا محرم

کنترل غریزه جنسی: غض بصر ودوری از نگاه به نامحرم. قلب را از فکر به نامحرم باز داری. شکم را از پر خوری یا مال شهبه ناک بازداری چرا که اینها از محرکات شهوت است. جبهه های جنگ هیچ گاه جبهه های جنگ را فراموش ننمائید وبه پشتیبانی بی دریغ مالی وجانی از جبهه ها ادامه دهید بدانید عزت وشرف شما و دین خدا بستگی به این جنگ دارد ویقین داشته باشید که نتیجه جنگ پیروزی است