حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 21 April , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1380 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 5 تعداد دیدگاهها : 81×
پ
پ

امام خمینی  آیه جـمال و جـلال

مـسـاله (دیـن و شمشیـر)،(اسلام و خشـونت) از حـربه های  كهنه و دیـریـنـی  است كه جهان غرب آن را بـرای  كـوبیـدن اسلام و مسلمـانان،هـر چـنـد گـاه به كـار مـی  بنـدد و شـرق شناسـان و استعمارگران،برای  دور كردن نسل جـوان از اسلام،آن را فریاد می  كنند.

آنـان،
 
تـبلیغ كرده و می  كنند: اسلام با زور و قدرت پیشرفت كرده اسـت و ایـن سـلاح جـهـاد بـوده كـه مـردم را بـه اسلام كشانده و حـكـومـتـهای  دینی  با زور سرنیزه مردمان جهان را بر سرسفره این كیش نشانده اند!

تـاریـخ نگاران،
 
جامعه شناسان و كشیشان غربی ،
 
سیاستمداران،
 
قلم بـمـزدان،
 
تلاش ورزیده اند كه از اسلام و مسلمانان چهره ای  خشن و خون آلود ترسیم كنند كه مدارا و انسان دوستی  و صلح و صفا در آن جـایی  ندارد. در برابر مسیحیت و مردم مغرب زمین را جلوه و نماد انـسـان دوسـتی  و مهرورزی  نشان دهند كه با گل سرخ و شاخه زیتون بـا جهانیان روبه رو می  شوند و هركاری  انجام می  دهند در راستای  آزادی  انسان و در راه بر قراری  صلح جهانی  است.1

آنـچـه جـای  گـفـت وگـو دارد این نكته است: شماری  از نویسندگان مـسـلـمـان مـرعوب تهاجم فرهنگی  دشمن شده و به تلاش برخاسته اند آییـنـهـا،
 
دسـتورها و قانونهای  دینی  را برابر آنچه غرب آن را حـقـوق بشر می  خواند،
 
بنمایانند این گروه،
 
به توجیه مسائلی  چون حدود و قصاص و تعزیرات كه غرب آنها را نمی  پسندد،
 
پرداخته اند. شـمـاری  از اصـل مـنكر سنگسار در اسلام برای  مردان و زنان بدكار شـده انـد،
 
جهاد اسلامی  را،
 
تنها جهاد دفاعی  دانسته هرگونه یورش نـظـامی  از سوی  نظام اسلامی ،
 
به هر هدف،
 
به دیگران را نادرست می  انگارند.2

در ایـن میان،
 
كسانی  كه جامه مسلمانی  به تن كرده بودند،
 
در هم آوایـی  بـا خـواسـتـه هـای  جـهـان غـرب،
 
تا آن جا پیش رفتند كه مـجازاتها و احكام سیاسی  اسلام را دستورها و آیینهایی  غیرانسانی  و خشونت آمیز خواندند كه نه مفید است و نه درخور اجرا.

حـسـن نـزیـه،
 
از اعـضای  كانون وكلا و عضو كابینه دولت موقت،
 
در بـرابـر خـواسـتـه های  مردم مسلمان ایران،
 
كه خواهان پیاده شدن قانونهای  اسلامی  در كشور بودند،
 
بی  شرمانه بیان داشت:

(اگـر مـا فـكر كنیم تمام مسائل سیاسی  و اقتصادی  و قضایی  را می  تـوانیم در قالب اسلامی  بسازیم،
 
آیات عظام هم می  دانند،
 
این امر در شرایط حاضر نه مقدور است،
 
نه ممكن و نه مفید.)3

جـبـهه ملی  در انجام این خواسته در سال 1360،
 
طرح لایحه قصاص را كـه بـه خـامه فقهای  بزرگ نگاشته شده بود،
 
ناسازوار با آزادی  و كـرامـت انـسـانـی  خواند و در اعلامیه ای  از هواداران خود خواست بـرای  رویـارویـی  بـا ایـن قانون،
 
به اصطلاح آنان غیرانسانی ،
 
به خیابانها بیایند.4

در برابر این سخنان بی  مایه و سست و به دور از مبانی ،
 
از گذشته تـاكـنـون،
 
اندیشه ورزان مسلمان پاسخهای  درخوری  ارائه كرده اند كـه سـعـی  هـمـه آنـان مـشكور باد. شهید بهشتی ،
 
به نزیه،
 
كه با پـشـتیـبـانـی  كـانون وكلا و سازمان حقوق بشر،
 
به ستیز با اسلام بـرخـاسـتـه بـود،
 
با استدلال و منطق پاسخهای  استوار داد و مردم مـسـلـمان با حضور آگاهانه و غیرت مندانه به صحنه آمدند و جبهه آنان را وادار به عقب نشینی  كردند.

ایـنـك دوباره در عرصه جراید و مطبوعات،
 
در قالبهای  نوین و روز پـسـنـد،
 
با سخنان نمادین و غیرنمادین،
 
اسلام،
 
انقلاب اسلامی ،
امام خـمینی  و یاران باوفای  آن حضرت متهم به خشونت ورزی  و بیدادگری  مـی  شوند و بنگاههای  خبرپراكنی  غرب در سطح گسترده ای  بدان دامن مـی  زنـنـد و پاره ای  از رفتارها و كارهای  تندی  كه ایادی  نفوذی  دشـمـن بـرای  بـدبین كردن مردم به اسلام انجام می  دهند گواه این گـفـته ها قلمداد می  كنند و با كمال تاسف شماری  از پروردگان سر سـفـره انقلاب،
 
با از یاد بردن گذشته خود،
 
جارچی  دشمن شده و این جـا و آن جـا،
 
بـزرگان دین را خشونت گرا می  خوانند و خود را با سابقه های  روشن! مهرورز و هوادار مهروزی .

بـایسته است باور و اعتقاد امام را درباره دستورهای  جزایی  اسلام بـدانیم و مبانی  اعتقادی  و فقهی  و سیرت ایشان را در برخورد با دگـرانـدیـشـان،
 
بـشناسیم. از این روی ،
 
در چند مقدمه دیدگاههای  امام را بیان می  كنیم:

الـف. امـام جهان را مظهر جمال خداوند شمرده و جلوه حق. بر این بـاور اسـت: تـار وپـود هـستی  بر محور رحمت و بخشایش و مهربانی  اسـتـوار اسـت و خداوند رحمان است و رحیم و رحمت و صفات جمالیه حضرتش،
 
بر دیگر صفات جلالیه،
 
چون قهار و… پیشی  دارد.

(رحـمـت رحـمـانیه و رحیمیه،
 
شامل جمیع دار وجود است،
 
حتی  رحمت رحیـمیه كه جمیع هدایت هادیان طریق توحید از جلوه آن می  باشد،
 
شامل همه است،
 
الا آن كه خارجان از فطرت استقامت،
 
به سوء اختیار خـود،
 
خود را از آن محروم نمودند،
 
نه این كه این رحمت شامل حال آنها نیست.)6

هـمـه برنامه های  دین برای  سعادت و خوشبختی  انسانها سامان داده شـده اسـت. پیـامـبـران برای  این كه آمده اند كه رحمت،
 
دوستی ،
 
مـهربانی ،
 
مهرورزی  و برادری  را در میان مردم بگسترانند و صلح و آرامش عمومی  را در جهان پایدار سازند.7

انبیاء دلسوز بشرند و در پی  آن بوده اند كه مردم را به ارزشهای  انـسـانـی  راه نـمایند و از پرت شدن به دره های  ژرف و بی  برگشت تباهیها رهایی  بخشند.

فـرسـتـادگان خدا،
 
برای  آسایش و آرامش و هدایت مردم،
 
خود را به رنـج مـی  افكندند و شبان و روزان در تشویق بودند تا مردم گمراه و سرگشته نباشند:

(انـبیا،
 
مظهر رحمت الهی  هستند. می  خواهند كه مردم خوب باشند،
 
مـی  خـواهـنـد همه مردم معرفت الله داشته باشند. می  خواهند همه مردم سعادت داشته باشند.)8

خـداپـرسـتان،
 
اهل رحمت،
 
بخشش،
 
مهرورزی ،
 
برادری  هستند و از این میان،
 
مسلمانان از مهر و مهرورزی  ویژه ای  بر خوردارند. مومنان كـانون مهربانیها و دوستیهایند،
 
به هم كیش و غیر هم كیش. با هم كیـشـان،
 
در اوج برادری  و برابری  و عشق می  زیند،
 
و چون بنیانی  اسـتـوار پـاس یكدیگر می  دارند،
 
در غم و شادی  هم شریكند و نظام اسلامی  نیز در برابر مومنان رسالتهای  ویژه ای  بر عهده دارد.

ب. انـبیـای  الهی  برنامه های  خود را كم كم بر بشریت عرضه كرده انـد. بـرنامه های  هر پیامبر،
 
كامل كننده برنامه فرستاده پیشین اسـت. احكام اسلام نیز،
 
كم كم و با آماده سازیها نازل شده است.9

پیـامـبر اسلام با در نظر گرفتن شرایط روانی  و اجتماعی ،
 
برنامه هـای  خـود را سـامان می  داده است; چه كه پیاده كردن برنامه های  سیاسی ،
 
اقتصادی  و… در یك زمان كاری  بود سنگین و همگان آن را بـرتـابیـدنـد. پیامبر در پی  هر برنامه و قانون،
 
زمینه پذیرش دگركارها را فراهم می  آورد:

(انبیا،
 
همه،
 
دنبال این بودند كه به تدریج آنطور كه می  شود این بشر را سوق بدهند طرف معرفت الله.)10

ج: در مـنـطـق امام امت،
 
برای  هدایت مردم به اسلام و نگهبانی  از بـاورهـا و ارزشـها،
 
بیش از آن كه انذار كارآمد باشد،
 
بشارت،
 
و نـویـد و امیـدآفـریـنـی  سازنده است. بشارت دل را نرم می  كند،
 
احـسـاسـات را بـه جوش می  آورد و روان را آماده پذیرش حقیقت می  سـازد. قـرآن پیش از انذار و ترساندن مردم از كیفر،
 
از بهشت و رضـوان و رحـمـت و نـور و شـادیـهای  دو جهان سخن می  گوید و رمز پیشرفت پیامبر را مدارا،
 
مهربانی  و مهرورزی  می  شمرد:

(فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم….)11

بـه سـبـب رحـمت خداست كه تو با آنان این چنین خوشخوی  و مهربان هـسـتـی . اگر تندخو و سخت دل بودی ،
 
از گرد تو پراكنده می  شدند،
 
پس بر آنان ببخشای ….

پیـامبر(ص) با تبلیغ رساندن پیام وحی  به تشنگان معرفت،
 
دین را پیـش بـرد. به پیام رسانان دین سفارش می  كرد با حسن خلق و روی  خـوش بـا مردم روبه رو شوند. فرستادگان پیامبر با در دست داشتن آیه های  رحمت به میان مردم می  رفتند،
 
دلها با شنیدن این آیه ها نرم می  شد و آماده برای  پذیرش حق.

پیـش از این كه پیامبر به مدینه هجرت كند،
 
بسیاری  از اوسیان و خـزرجیـان،
 
به اسلام گرویده بودند و گسترش اسلام به ایران و روم نیز،
 
در پی  خواسته های  مردمان آن دیار انجام گرفت و مسلمانان،
 
پیـش از نبرد،
 
با استقبال ایرانیان و رومیان روبه رو می  شدند. ایـن حنجره ها و سینه ها و مغزهای  كینه آلود و كثیف است كه این جـا و آن جـا،
بـرای  لكه دار كردن اسلام در تكاپویند چهره اسلام و مـسـلـمـانـان را زشت جلوه دهند12 و گرنه اسلام،
 
زیبا،
 
پرشكوه و دارای  برنامه های  صد درصد انسانی  و به سود انسان است.

از ایـن روی  امـام امـت بـه پیام رسانان دین اندرز می  داد: آیه رحـمـت بـاشـنـد و با امید آفرینی  و نشان دادن زیباییهای  قرآن،
 
مردم را به آن جذب كنند:

(درمـسـائل ملایمت و جهت رحمت بیش تر از جهت خشونت تاثیر میكند. مـن در زمـان اخـتـنـاق رضـاخانی ،
 
وقتی  در مدرسه فیضیه صحبت می  كـردم،
 
آن گاه كه از جهنم و عذاب الهی  بحث می  كردم،
 
همه خشكشان مـی  زد،
 
ولـی  وقتی  از رحمت حرف می  زدم،
 
می  دیدم كه دلها نرم می  شـود و اشـكـها سرازیر می  گردد و این تاثیر رحمت است. با ملایمت انسان بهتر می  تواند مسائل را حل كند تا شدت.)13

امام تاكید داشت كه اسلام و انقلاب را نمی  شود با شمشیر پیش برد. مـنـطـق و سـخن مهم ترین ابزار ماست،
 
هدف ما صدور اسلام و انقلاب اسـت و مـبـارزه با الحاد و دین ستیزی  و با سلاح نیرومند منطق و ایمان،
 
در برابر الحاد شرق و استكبار غرب می  ایستیم.

امـام در پاسخ كارشناسان جنگهای  روانی ،
 
وابسته به غرب،
 
كه امام را دیـكـتاتور می  خواندند و این پندار واهی  را گسترش می  دادند: وی  بـر آن اسـت باورهای  خود را با نیروی  شمشیر بر دیگران تحمیل كند و مردمان را به زور با خود همداستان كند،
 
گفت:

(بـارهـا گـفته ام،
 
ما با كسی  جنگ نداریم. امروز انقلاب ما صادر شـده اسـت. در هـمـه جـا اسـم اسلام است و مستضعفان به اسلام چشم دوخـتـه اند. باید با تبلیغات صحیح،
 
اسلام را آن گونه كه هست به دنیـا مـعرفی  نمایید. وقتی  ملتها اسلام را شناختند،
 
قهرا به آن روی  مـی  آورنـد و مـا چیزی  جز پیاده شدن احكام اسلام را در جهان نمی  خواهیم.)14

د. در نـظر امام،
 
خشم،
 
كلید همه بدیها و شرارتهاست. غریزه وقتی  بـه جـوش آمـد و خـرد از كـنـتـرل خـارج شد،
 
چه بسا ترو خشك را بـسـوزاند. آتش خشم وقتی  شعله ور شد،
 
اندرز در آن راه پیدا نمی  كـنـد و انـسـان خـشمگین،
 
افزون بر خود،
 
دیگران را ممكن است به نابودی  بكشاند. برای  همین جهت پیامبر فرموده است:

(چـنـان كـه سـركـه عسل را تباه می  سازد،
 
غضب ایمان را فاسد می  كند.)15

ولی  خشم و غضب همه جا نكوهیده نیست،
 
بلكه قوه غضبیه از نعمتهای  بـزرگ خـداسـت كـه آبـادی  دنیا و آخرت و حفظ فرد و جامعه بدان بـسـتـگی  دارد و اگر این نیروی  با ارزش در وجود آدمی  نبود،
 
بشر در بـرابر دشواریهای  طبیعت به دفاع از خود بر نمی  خاست و ترس و ضـعف و سستی  و تنبلی  و ناشكیبایی  و بی  غیرتی  در انسان راه پیدا مـی  كـرد. از ایـن روی ،
 
ایـن نیروی  غریزی  اگر به درستی  به كار آیـد،
 
وسیـله ای  است برای  رسیدن به كمال. خداوند متعال مومنان را سـتـایش كرده است كه در برابر كافران و دین ستیزان با قهر و غـضـب رفـتـار مـی  كنند و با یكدیگر به مهر و آشتی : (اشداء علی  الكفار رحماء بینهم).16

امام خمینی  می  نویسد:

(اداره امـر بـه معروف و نهی  از منكر و اجرای  حدود و تعزیرات و سـایر سیاسات دینیه و عقلیه نشود،
 
جز در سایه قوه شریفه غضبیه. پـس آنها كه گمان كردند كشتن قوه غضب و خاموش كردن آن از كمالات و مـعارج نفس است،
 
خود خطایی  بزرگ و خطیئه ای  عظیمه كردند و از حد كمال و مقام اعتدال غافلند.)17

هـ: سـرانـجـام و نتیجه گفته های  پیشین این است كه همه باورها،
 
ارزشـهـا و احـكـام و شیوه اداره جامعه در اسلام،
 
براساس رحمت و بـرای  رسیدن به عدالت و بهروزی  مردم سامان یافته است و اگر به درسـتـی  اجرا شوند،
 
ذره ای  زیان و خسارت بر مردم روا داشته نمی  شود و آزادی  انسانی  آنها از میان نمی  رود.

اوج حـاكـمیـت سیاسی  دین بر مردم در زمان غیبت امام زمان(عج)،
 
ولایـت فـقیـه اسـت و در مـنطق امام خمینی ،
 
در آن خشونتی  و جود نـدارد; زیـرا اصـل،
 
حكومت و اجرای  قانون است. پیامبر و امامان بـر اسـاس معیارها و ترازهای  قانون عمل می  كردند و مامور اجرای  دسـتـورها و آیینهای  قرآن بودند و از پیش خود فرمان نمی  دادند،
 
خـداونـد بـه پیـامـبر هشدار داده است: اگر برخلاف دستورهای  من رفـتـار كـنـی ،
 
از تـو بازخواست می  كنم. فقیه نیز،
 
پیاده كننده احـكـام اسلام است و ناظر بر كارگزاران كشور و اگر بخواهد سر از فـرمـان خـداوند بپیچد و برخلاف قانونها و آیینهای  خداوند اراده خود را بر جامعه بار كند،
 
ولایت نخواهد داشت:

(فـقیـه نـمی  خواهد به مردم زورگویی  كند. اگر یك فقیهی  بخواهد زورگـویـی  كـنـد،
 
این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است،
 
در اسلام قـانـون حـكومت می  كند. پیغمبر اكرم(ص) هم تابع قانون بود،
 
نمی  تـوانـسـت تـخـلـف بكند. خدای  تبارك و تعالی  می  فرماید كه: اگر چـنـانـچه یك چیزی  برخلاف آن چیزی  كه من می  گویم تو بگوئی  من تو را اخـذ مـی  كـنم… ولایت فقیه ولایت بر امور است كه نگذارد این امـور از مـجـاری  خودش بیرون برود. نظارت كند بر مجلس،
 
بر رئیس جـمـهـور كـه مـبـادا یـك پـای  خـطـایی  بردارد… ولایت فقیه ضد دیكتاتوری  است.)18

در احكام جزایی  و دفاعی  اسلام نیز،
 
خشونتی  وجود ندارد،
 
آنچه هست و آییـنها و قانونها و دستورهایی  كه وجود دارد،
 
بر اساس مصلحت نـوع انسان و رسیدن جامعه به صلح و آرامش و امنیت عمومی  سازمان دهی  شده اند. جامعه حكم یك بدن را دارد. اگر عضوی  از اعضای  بدن فـاسد شد،
 
اگر از اصلاح آن خودداری  كنیم،
 
به همه اندام سرایت می  كـنـد و قرار و آرامش از دیگر اعضا می  گیرد. اگر نقطه ای  از یك كشتی  سوراخ شد و برای  بستن آن اقدامی  صورت نگیرد،
 
همه سرنشینان آن غـرق مـی  شـونـد. سـلامـت و آرامـش جامعه نیز بدون مبارزه با شـرانـگیـزی  و جـنـایت دوام نمی  یابد. امام بر این نكته تاكید دارد: پیامبر(ص) نبی  رحمت بود و مظهر عطوفت و اخلاق بزرگوارانه و دارای  قـلـبـی  مهربان و چشمی  اشكبار،
 
ولی  گاه در آن جا كه با مـحـبـت نـمـی  تـوانست تبهكاران را به صلاح آورد،
 
ناگزیر با شدت رفـتـار مـی  كـرد و غـده های  سرطانی  را با جراحی  از بدنه جامعه بیـرون مـی  كـشیـد. كـار پیامبر،
 
بسان كار پزشكی  بود كه برای  بـهـبودی  بیمار او را جراحی  می  كند،
 
بر این كار طبیب دلسوز آیا می  توان برچسب خشونت زد.19

بـر این اساس قصاص و حدود و امر به معروف نیز مصداق رحمت است و برخاسته از رحمت رحیمیه خداوند:

(اجـرای  قصاص و حدود و تعزیرات و امثال آن كه به نظر می  رسد با ملاحظه نظام مدینه فاضله تاسیس… شده هر دو سعادت[ دنیا و آخرت ]مـنـظـور اسـت; زیـرا كه این امور در اكثر[ مردم] برای  رساندن جانی  و رساندن او به سعادت دخالت كامل دارد….)20

قـرآن،
 
اجـرای  قانون قصاص را زندگی  ساز می  شمرد; زیرا كه قصاص،
 
پیـگـرد قـانـونـی  و بریدن ریشه های  جنایت و از بین بردن كینه تـوزیها و انتقامها و برقراری  صلح و صفاست. اگر حكم قصاص كه به قـدرت حـكومت و به اختیار اولیای  دم است،
 
دقیق انجام بشود و با این شعله انتقام گیری  خاموش شود و یا اولیای  مقتول با خشنودی  و رضـا،
 
دیـه را بـپذیرند به طور طبیعی  زندانها از افراد شرور پر نمی  شود و صلح و صفا هم بین مردم برقرار می  گردد:

(قـرآن در مـجتمع ایمانی  و برادری  حكم قصاص را اصل اولی  و ثابت مـقرر داشته و به عفو قاتل ترغیب نموده،
 
تا سایه عدل و رحمت با هـم گـسـترده شود: اجرای  قصاص به دست قدرت حكومت مردم و عفو به وجـدان و صلاح اولیای  مقتول،
 
نه به اختیار حكومت،
 
تا آتش انتقام خـامـوش شود و رابطه برادری  و رحمت برقرار گردد و نیز تبدیل به دیـه،
 
بسا به صلاح كسان مقتول و یا قاتل از اعضای  خانواده مقتول است. بر مبنای  همین اصل قضایی  و ایمانی ،
 
مجتمع امن و پیوسته بی  مـانـندی  در سرزمین كینه و انتقام پدید آمد كه در سالیان دراز،
 
نـه دسـتـگاه قضایی  وسیع و نه زندانها در میان بود و قاتل و یا دزدی  كـه در مـعـرض قـصـاص و حـد در آمـدنـد بـسیار انگشت شمار بودند.)21

از جـمله جاهایی  كه شاید از سوی  انسان مسلمان،
 
خشونتی  سر بزند،
 
در گـاه مبارزه با فساد،
 
فساد آفرین،
 
تباهی ،
 
تباهی  آفرین،
 
و در صحنه كار زار با دشمن است كه در این جا به شمه ای  از دستورها و آییـنـهـای  اسـلام و دیـدگاه امام خمینی  می  پردازیم و سفارشهای  بسیار ایشان،
 
را یادآور می  شویم.

روش مبارزه با فساد

مـبارزه با فساد،
 
بی  قاعده و قانون نیست،
 
شرایطی  دارد و بایستی  از حـدود و مـرزهای  آن فراتر حركت نشود. اگر كوتاهی  یا تند روی  شـود،
 
بـه جـای  اصـلاح بـه افـسـاد و تباهی  می  انجامد. حفظ حدود خـداونـد،
 
نـه تنها درباره مومنان،
 
بلكه در برخورد با كافران و مـشـركان جنگی  نیز ضرورت دارد و هر چیز باید در مرز و حدودی  كه برای  آن بیان شده قرار بگیرد:

(تـلـك حـدود الـلـه فـلا تعتدوها ومن یتعد حدود الله فاولئك هم الظالمون.)22

اینها حدود خداست. از آن تجاوز مكنید. كه ستمكاران از حدود خدا تجاوز می  كنند.

امام خمینی ،
 
بر نگاهداشت مرزهای  حق و باطل،
 
صلاح و فساد و معروف و مـنـكر حساس بود. او مرزبان دین بود و حركت در مرز و راه را،
 
تـنـهـا وسیله رسیدن به سعادت می  شمرد و خارج شدن از آن را سبب فـسـاد. نـه مداهنه و سهل انگاری  در اجرای  دستورهای  خدا را روا می  شمردو نه تند روی  را.

امـام تـاكید می  كرد: افراد برای  مبارزه با گناه به گناهی  دیگر نیـفـتـنـد و بـرای  بـه كرسی  نشاندن حقیقت از ابزار و راه های  نـامـشروع استفاده نكنند و خدای  نخواسته به نام امر به معروف و نـهـی  از مـنـكـر،
 
بـه افـراد ستم روا ندارند و به نام انقلاب و انقلابی ،
 
دستورهای  اسلام و ارزشهای  دین،
 
فراموش نگردد.23

امـام تـنـدرویـهـایی  كه گاه به اسم دین انجام می  گرفت،
 
بر نمی  تابید و گاه تندروان و خشونت ورزان را نفوذی  دشمن می  خواند.

او،
 
بـه رزمـندگان اسلام در جبهه های  جنگ نیز اندرز،
 
می  داد: در جـنـگ بـا دشمن هم،
 
اصول انسانی  را پاس دارید و سیرت علی (ع) را از یـاد نـبـریـد،
 
دیـدن جنایتها و وحشی  گریهای  صدامیان،
 
حلم و بـردبـاری  را از كف شما نرباید،
 
ابتدا به جنگ نكنید،
 
با اسیران جنگی  مهربان باشید توده بی  گناه مردم عراق را،
 
كه خود در چنگال صدام اسیرند،
 
با جنایتكاران بعثی ،
 
یكی  نشمرید.

امـام بـا یادآوری  فرازهایی  از سیره پیامبر و علی (ع) در برخورد با دشمن،
 
می  گوید:

(… سـربازان صدر اسلام،
 
در عین حالی  كه سربازی  می  كردند وظایف صـوریه را هم به تمام معنی  به جا می  آوردند،
 
همان طور كه شمشیر مـی  كـشیـدند… با خودشان به طور رحمت به طور دوستی  و برادری  رفـتـار مـی  كـردنـد. حـضرت امیر وقتی  كه مواجه می  شود با لشكر مـعـاویه،
 
كه از كفار هم بدتر بودند،
 
با خوارج… سفارش می  كرد كـه: شـمـاها ابتدا به جنگ نكنید… و لو حق با شماست. بگذارید آنـهـا ابـتـدا كـنـنـد. وقـتی  آنها ابتدا كردند گاهی  هم یك دو نـفـركشته می  شدند،
 
آن وقت اجازه می  داد و با تمام قدرت تا آخر می  كوبید.)24

مبارزه با فساد نمی  شود خارج از مدار قانون انجام گیرد و افزون بـر ایـن،
 
روشهایی  دارد كه اگر آنها درنظر گرفته نشوند،
 
مبارزه عقیم می  ماند و چه بسا اثر عكس داشته باشد.

1. مـبارزه غیر مستقیم،
 
نخستین مرحله برای  جلوگیری  و مبارزه با فساد است و این نیز مرحله هایی  دارد:

الـف. در مـرحـلـه نخست شخص گمراه به اشتباه و حركت ناروای  خود هـشیـار گـردد و بدی  آن را بفهمد. می  باید رفتاری  پیش گرفت كه بـفـهـمـد كـارش اشـتباه است. اگر با این حركت ترك كار ناشایست نـكـرد،
 
مـی  بـایـسـت بـا ترشرویی  با او رو به رو شد و اگر اثر نـگـذاشـت،
 
بـاید به مبارزه منفی  پرداخت و ترك رفت و آمد با وی  كرد.25

ایـن شیوه مبارزه را،
 
پیامبر(ص) در برخورد با كسانی  كه بر اثر راحـت طـلـبـی ،
 
پیامبر را در غزوه تبوك یاری  نكردند و به جبهه نـرفتند،
 
به اجرا گذاشت و آثار سازنده ای  در برداشت26 و راه بی  تفاوتی  را بر دیگر مسلمانان بست.

ب. در مـرحله دوم،
 
به گونه روشن و بدون ابهام به ناشایسته كار،
 
باید فهمانده شود: بیراهه می  رود.

ج. درمـرحله پایانی ،
 
نوبت به تعزیر و دست بردن به شمشیر و جهاد مـی  رسـد. یـعـنی  اگر راه های  یاد شده به نتیجه نرسید و طرف از حـركـتـهـا و كارهای  خلاف،
 
دست بر نداشت،
 
باید با شدت عمل با وی  بـرخـورد كـرد. امـام تاكید دارد در گاه در خطر قرارگرفتن اصول دیـن یـا مـذهب،
 
ضروریات دین اهانت به قرآن و مقدسات و… مردم وظیـفه دارند در برابر منكرات به مبارزه برخیزند و از بذل مال و جان دریغ نورزند.27

(مـرتـبه سوم،
 
توسل به زور و جبر است. پس اگر بداند یا اطمینان داشـته باشد كه ترك منكر نمی  كند،
 
یا واجب را به جای  نمی  آورد،
 
مـگر با اعمال زور و جبر،
 
واجب است،
 
لكن باید تجاوز از قدر لازم نكند.)28

جهاد در دیدگاه امام

جـهاد در منطق قرآن قانونی  است خدایی  و مقدس كه از روی  ناگزیری  و بـرای  اصـلاح جـامعه و پدید آوردن جامعه ای  توحیدی  و رسیدن به صـلح پایدار،
 
تشریع شده است. در بینش قرآنی  امام خمینی ،
 
هدف از جـنـگ،
 
از بین بردن فتنه است. امام در برابر شعار توده مردم در دوران دفاع مقدس: جنگ جنگ تا پیروزی ،
 
یادآور می  شد:

(جـنـگ جـنـگ تا رفع فتنه،
 
قرآن می  فرماید: وقاتلوهم حتی  لاتكون فتنه29. همه بشر را دعوت می  كند برای  رفع فتنه.)30

در قرآن فتنه،
 
به معنای  آزمایش31،
 
بلا و عذاب32،
 
فریب و اغوا33،
 
سـتـم و بیـدادگری 34 و شرك به كار رفته است. همه این معانی  یك ریـشه دارد و آن عبارت است از: فشار و اختناق،
 
گمراهی  و توطئه،
 
بـدبیـن كـردن مردم به اسلام و جلوگیری  از دعوت به دین،
 
و بستن راه برحقیقت.

احترام به مال و جان انسانها ضرورت دارد،
 
ولی  پاسداری  از كرامت و حـقـوق انسانی ،
 
مانند: عدالت اجتماعی  و ستیز با ستم،
 
آزادی  و حـریـت انسانی ،
 
خداپرستی  و آزادی  تبلیغ دین،
 
صلح و امنیت عمومی  و… از آن بـالاتـر است. برای  نجات ارزشهای  والا و نجات انسان و دفـاع از حقوق عمومی ،
 
باید شماری  از مردم جان خود را فدا كنند. در منطق اسلام،
 
جهاد،
 
نه مبارزه برای  گستراندن قلمرو و رسیدن به مال و ثروت و زمین كه مبارزه برای  خدا و خدمت به خلق اوست.

1. دفـاع: اگـر دشـمـن بـه سـرزمینهای  اسلام هجوم آورد،
 
بر همه مـسـلمانان،
 
در هر كجا باشند،
 
واجب است از حوزه اسلام دفاع كنند و اسـلام و مـسـلـمانان را از سلطه بیگانگان نجات دهند. در منطق امـام،
 
چیـرگـی  كافران و بیگانگان تنها هجوم و یا اشغال نظامی  نیـسـت كـه سلطه سیاسی  و اقتصادی  و فرهنگی  دیگران بر مسلمانان پـذیـرفـتـه نیست و بر مسلمانان لازم است در صورت امكان و آماده بـودن شـرایـط،
 
بـرای  دفـاع از عـزت اسـلامـی  با حاكمیت كافران بستیزند.35

نـظـام اسـلامـی  و مسلمانان می  باید چنان توانمند باشند كه دشمن خیـال تـاخـت و تـاز به آنها را در سر نپروراند. اگر دشمن،
 
در انـدیـشه هجوم به سرزمینهای  اسلامی  است و مقدمات آن را تدارك می  بیـنـد،
 
مـسـلمانان باید به او مهلت ندهند و پیش از این كه به مـرزهـای  اسـلام حمله ور گردد،
 
رو در روی  او قرار گیرند با همان حـربـه هـایـی  كه دشمن علیه مسلمانان استفاده می  كند،
 
او را از هجوم،
 
باز دارند.

عـلـی (ع) به سپاهیان خود می  فرمود: چرا منتظر می  مانید دشمن به سـرزمیـن شـما حمله برد و در خانه با شما درگیر شود،
 
بلكه شما بـایـد پیش از رسیدن دشمن بر او راه بندید و او را در خانه اش مشغول سازید:

(وقـلـت لكم اغزوهم قبل ان یغزوكم فما غزی  قوم قط فی  عقر دارهم الا ذلوا.)36

و گـفـتـم: بـا آنان بستیزید،
 
پیش از آن كه بر شما حمله برند و بـگریزند. به خدا سوگند با مردمی  در استانه خانه شان نجنگیدند،
 
جز آن كه جامه خواری  بر آنان پوشیدند.

امـام امت،
 
به پاسداران نظام اسلامی  پیشنهاد می  دهد: پروای  دشمن را داشـتـه بـاشیـد و مـستكبران و بدخواهان انقلاب اسلامی  را در مـرزهـای  آنـان مـشـغـول سـازیـد. آنـان اگـر در آرامش یابند و جـنـایـتـكـارانـی  چـون اسـرائیـل خیالشان از سوی  فلسطینیان و لـبـنانیان،
 
آسوده باشد،
 
به سوی  ما خواهند آمد و با محاصره همه جانبه ما را در چهار دیواری  خود خفه خواهند ساخت.

امـام،
 
با ارائه نمونه هایی  از تاریخ صدر اسلام،
 
ابراز می  دارد:

جـنـگـهـای  پیامبر با كافران،
 
بیش تر جنبه دفاعی  و بازدارندگی  داشـتـه اسـت. كـفار قریش همواره در اندیشه تهاجم به ام القرای  اسـلام و نـابود كردن هسته مركزی  مسلمانان بودند و اگر مسلمانان بـه اسـتقبال خطر نمی  شتافتند و فتنه گریهای  كافران قریش را بی  پاسخ می  گذاشتند،
 
در خانه خود محاصره و نابود می  شدند.37

2. بـرداشتن بازدارنده ها از سر راه دعوت: از دیگر دلیلهایی  كه بـه جهاد مشروعیت می  دهد،
 
برداشتن بازدارنده ها از سر راه دعوت اسـت. اسـلام،
 
دینی  است جهانی  و مسلمانان وظیفه درند پیام توحید رهـایـی  بـخـش را بـه دیگران ابلاغ كنند و مرزهای  فكری  و عقیدتی  اسـلام را بـگـسـترانند. برای  این ماموریت،
 
می  بایست آزادی  دعوت وجـود داشـتـه بـاشـد. اگـر نـظـام شرك و الحاد با تكیه بر این انـدیـشه،
 
مردم را به بند كشیده باشد و به مردم ستم روا دارد و از گسترش اسلام جلو بگیرد،
 
مسلمانان وظیفه دارند این،
 
بازدارنده را از میـان بردارند. در واقع این نوع جهاد،
 
مبارزه با اختناق و استبداد است.

امـام بـر ایـن نـظـر اسـت كـه جنگهای  پیامبران و نبردهای  رسول اكـرم(ص)،
 
بیـش تر،
 
برای  از بین بردن بازدارنده های  نشر توحید در جهان انجام گرفته است:

(… انـبیـا كـه جنگ می  كردند با مخالفین توحید،
 
مقصدشان این نـبـوده كـه جـنـگ بـكـنند و طرف را از بین ببرند… آنها مانع بـودنـد… رسول اكرم(ص) مقصدشان این نبود كه مشركین مكه را از بین ببرند و یا مشركین جزیره العرب را از بین ببرند،
 
مقصد این بـود كـه دیـن اسـلام را منتشر كنند و حكومت حكومت قرآن باشد… آنها چون مانع بودند… منتهی  به جنگ می  شد و معارضه.)38

3 . جهاد ابتدایی : در دید امام،
 
جهاد ابتدایی  ویژه روزگار حضور مـعـصوم است،
 
هدف از آن گسترش توحید و یكتاپرستی  است. امام شرح مـی  دهـد: این بخش از جهاد نیز به انگیزه جهانگشایی  و رسیدن به مـال و مـنال انجام نمی  گیرد،
 
بلكه رزمندگان برای  هدفهای  برتر،
 
از جـان و مـال و آسـایـش خـود می  گذرند. جهاد مبارزه با شرك و چـپـاول است.39 دفاع از حقوق انسانی  انسانها،
 
به هدف آزاد كردن انـدیـشـه هـا از بـنـد خـرافات و چیرگی  خدایگان گوناگون. پیام مـسـلـمانان صدر اسلام به ملتهای  دیگر این بود: ما آمده ایم شما را از بـنـدگـی  و بـردگی  خدایان و اربابان گوناگون نجات دهیم و بندگی  خداوند یكتا را به شما هدیه كنیم.

4. دفاع از ستمدیدگان: از دیگر انگیزه های  جهاد است. مبارزه با كـسـان كه انسانها و جامعه های  بشری  را به بند می  كشند و منابع اقـتـصـادی  و انـسـانی  آنان را به یغما می  برند و… جهاد برای  گـسـترش عدالت اجتماعی ،
 
پس از شعار توحید،
 
مهم ترین برنامه های  پیـامبران است. رسولان خدا برای  نبرد با فرعونیان و قارونیان و سـتمكاران،
 
توده ها را بسیج كردند و با نبردهای  خونین طاغوتهای  روزگار خود را برانداختند و مستضعفان را به حكومت نشاندند:

(تـمـام انبیا،
 
از صدر بشر و بشریت برای  این بوده است كه جامعه را اصـلاح كـنـند و فرد را فدای  جامعه می  كردند… خدای  تبارك و تـعـالـی  مـی  فـرمـاید كه انبیا را ما فرستادیم،
 
بینات به آنها دادیـم،
 
آیات به آنها دادیم،
 
میزان برایشان… فرستادیم (لیقوم الـنـاس بـالـقـسـط)40 غایت این است كه مردم قیام به قسط بكنند عـدالـت اجـتماعی  در بین مردم باشد… دنبالش هم می  فرماید: (و انـزلـنـا الـحـدید) تناسب این چیست؟ تناسب این است كه با حدید بـایـد اینها انجام بگیرد. با بینات،
 
با میزان و با حدید. (فیه باس شدید.)41

مـبـارزه بـا سـتـمـگـریها،
 
مهم ترین انگیزه امام در مبارزه با اسـتـكـبـار جهانی  بود. امام امت برای  یاری  ستمدیدگان فلسطین و لـبـنـانـی  و دفـاع از عزت مسلمانان به یاری  آنان شتافت و اعلام كـرد: دفـاع از مـسـتـضعفان مرز نمی  شناسد و اگر در هر گوشه از جـهـان سـتمدیده ای  از ما فریاد خواهی  كند وظیفه داریم در صورت تـوان او را یـاری  كـنیـم. این اصل مهمی  بود كه امام بر سر آن حـاضـر بـه سازش نبود. امام،
 
در برابر كسانی  كه خواهان سازش با غـرب بـودنـد و شـعار مبارزه و مذاكره با امریكا سر می  دادند و نیـز در بـرابـر آن دسـته كه سازش مصلحت جویانه را پیشنهاد می  كـردنـد و مـی  گـفتند سرسختی  نشان دادن ما را منزوی  می  كند،
 
به شـدت ایـستاد و هرگونه سازش و باج دهی  به امریكا را رد كرد42 و بـر آن بـود كـه ملت ما فشارهای  اقتصادی  را به جان خریده و ذلت سـازش بـا امریكا را نپذیرفته و شرایط تحمیلی  غرب،
 
چون شركت در صلح خاورمیانه و شناسایی  اسرائیل را نمی  پذیرد.

تـجـربـه هـای  بـعـدی  نشان داد: راه امام درست بوده و خنده های  دروغیـن غـرب بـرای  فـریب ما انجام می  گرفته و تا غرب كم ترین روزنـه ای  بـرای  قدرت نمایی  و فشار بر مسلمانان پیدا كرده است،
 
كینه های  درونی  را به نمایش گذاشته است.

امام،
 
در پاسخ كسانی  كه به امام پیشنهاد می  كردند با دشمن بعثی  سـازش كـرده و بـرای  جـلـوگیری  از خسارت بیش تر،
 
به خواسته های  نامشروع صدام و هم پیمانهای  او تن دهد،
 
می  گوید:

(… آنـهـا كـه به ما اشكال می  كنند كه چرا سازش نمی  كنید،
 
با ایـن قـدرتهای  فاسد،
 
آنها از باب این كه همه چیزرا با چشم مادی  مـلاحـظـه مـی  كـنند… آنها نمی  دانند كه انبیا خدا چه رویه ای  داشـتـنـد بـا ظـالـم،
 
چه طور بر خورد می  كردند،
 
یا می  دانند و خـودشـان را بـه كـوری  و كـری  مـی  زنـنـد. سازش با ظالم،
ظلم بر مـظـلـومیـن است. سازش با ابرقدرتها ظلم به بشر است… انبیای  عـظـام،
 
تا آن جا كه توانستند جدیت كردند كه ظلم را از این بشر بـزدایـنـد،
 
بـه مـوعظه،
 
به نصیحت،
 
به امر به معروف،
 
به نهی  از مـنـكر،
 
به (انزلنا الحدید و فیه باس شدید)،
 
(آخر الدواء الكی ) آخر دوا این است كه داغش كنند. شمشیر آخر دواست.)43

5. مـبـارزه بـا بـاغیان (گردنكشان): آنان كه علیه نظام مشروع اسـلامـی  برخاسته اند،
 
آنان كه قصد سست كردن و یا براندازی  نظام را دارنـد،
 
آنـان كه بلوا می  آفریند،
 
رعب و وحشت ایجاد می  كند،
 
امـنیـت عـمـومـی  را بـه خطر می  اندازند و در جامعه مفسده،
 
می  انـگیزند،
 
به بازگشت از شر انگیزی  فراخوانده شوند و در صورت پا فـشـاری ،
 
بـه مـبارزه با آنان برخاست،
 
تا مرز درماندگی  و از هم پـاشیـدن تـشكل و هسته مركزی  آنان پیش رفت. درباره این افراد،
 
اسـلام شـدیـدتـریـن دسـتورهای  جزایی  را به حسب موارد و شرایط و چگونگی  فساد،
 
صادركرده است:

(انـما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی  الارض فسادا ان یـقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلك لهم خزی  فی  الدنیا و لهم فی  الاخره عذاب عظیم.)44

جزای  كسانی  كه با خدا و پیامبرش جنگ می  كنند و در زمین به فساد مـی  كـوشـنـد،
 
آن است كه كشته شوند،
 
یا بردار گردند یا دستها و پـاهـایـشـان یكی  از چپ و یكی  از راست بریده شود،
 
یا از سرزمین خـود تـبـعید شوند،
 
اینها رسواییشان در این جهان است و در آخرت نیز،
 
به عذابی  بزرگ گرفتار آیند.

به نظر امام،
 
حاكم اسلامی  برابر گونه جرم و جنایت و گونه ستیز و گـردنـكـشـی ،
 
یـكی  از مجازاتهای  چهارگانه را اجرا می  كند و اگر مـحـاربـی  كـه دستش به خونی  نیالوده و اموالی  را از میان نبرده بـاشـد،
 
اگـر پیش از آن كه به او دست یابند خود را تسلیم كند و از كار زشت خود پشیمان گردد بخشوده می  شود.45

مـسـلـمـانان وظیفه دارند گردنكشان و مفسدان را به صلح و آرامش فراخوانند و اگر به كار خود ادامه دادند با آنان بجنگند.46

عـلـی (ع) كـسانی  كه در بصره علیه نظام اسلامی  به ستیز برخاسته و مـنطقه را به آشوب كشیده بودند،
 
دعوت به صلح و سازش كرد. بارها بـه آنان پیغام داد پس از اتمام حجت،
 
با آنان جنگید و آتش فتنه را خاموش كرد.

هـجـوم هـمـه جانبه گروهكهای  ستیزه گر علیه نظام اسلامی  در آغاز انـقـلاب و نیز هجوم رژیم بعث عراق به سرزمین ایران،
 
نمونه بارز فساد و محاربه با خداوند و پیامبر بود. در بامداد انقلاب و هنوز كـه چـنـد روزی  از شـكـست شاه سپری  نشده بود،
 
خواسته های  سیاسی  گـروهكها از انقلاب اسلامی  آغاز شد و كشور از همه سو،
 
مورد تهاجم گـروهـكـهای  غیرقانونی  قرار گرفت. حزب دموكرات،
 
كموله،
 
رزگاری ،
 
پیـكـار و فـدائیان و… با حمله مسلحانه به تصرف پادگانها و مـراكز دولتی  كردستان دست زدند47 و چنین آشوبهایی  در دیگر نقاط ایـران،
 
چـون: خـرمـشـهـر و گنبد،
 
برای  تجزیه ایران اسلامی  شعله كـشیـد. گـروهـهای  ستیزه جو و محارب و باغی  بر حكومت اسلامی  در كـردسـتـان،
 
بـه دستور آمریكا،
 
در پی  آن بودند كه اسلام را برای  هـمیـشـه از كـردسـتـان برانند و این خطه از میهن اسلامی  را به پـایـگـاهـی  بـرای  اربابان غربی  و شرقی  خود بدل سازند. فرزندان اسـلام،
 
از هر سو برای  پاسداری  از عقیده،
 
سرزمین و مرزهای  اسلام،
 
روانـه مـرزهای  غربی  شدند و با خون سرخ خود كه بر پهنه دشتها و كـوهـستانهای  غرب كشور به زمین ریختند،
 
توطئه گروهكها را ناكام گـذاردنـد و بـه همراه پیشمرگان مسلمان كرد و دلاوران خدا جو آن دیار،
 
پرچـم قـرآن را بـر بـلـنـدترین قله های  این منطقه از میهن اسلامی  برافراشتند.

در ایـن میان قدرتهای  خارجی  و گروهكهای  وابسته و آنان كه عقبه مـحـاربـان را پـاس مـی  داشـته و از شكست عوامل محارب ناخوشنود بـودند،
 
دفاع جانانه و شورانگیز و حماسی  فرزندان اسلام را و شور و نـشـور و حـمـاسه ای  كه امام در بین امت غیور برانگیخته بود،
 
خـشونت نامیدند و از گوساله های  سامری  خود صداهایی  درآوردند به قـصد فریب مردم و به خواب كردن آنان،
 
كه شكر خدا نقش بر آب شد.

آنـان در تـبـلیغات خود علیه حركت،
 
رستاخیز،
 
شور،
 
نشور،
 
غیرت،
 
مـردانـگـی ،
 
واژه خـشـونت را به كار می  بردند،
 
تا به پندار خام خـود،
 
جـلـوی  حـركـت قهرمانانه مردم ایران را بگیرند و آنچه را اربابان می  خواهند،
 
انجام دهند.

در همان روز كه دولت موقت در مهر ماه 58 اعلان داشت: پنجاه و دو نـفـر از پـاسـداران مـظلومانه در سردشت به دست مهاجمان به قتل رسیـده و از سرنوشت شماری  دیگر از پاسداران خبری  در دست نیست،
 
جبهه ملی ،
 
در نامه ای  سرگشاده نوشت:

(… چه كسی  مسئول خون جوانان برومند میهن ماست كه در قسمتی  از بیـابـانـهـا و كـوهستانهای  كشور به دست برادران دیگر به زمین ریـخـتـه مـی  شـود،
 
آیا عنوان شهادت و شهید و بر پاداشتن مراسم عـظیـم (تـشییع جنازه و سوگواری  می  تواند اثرات زیان باراین برادركشی  را از میان ببرد.)48

كـدام بـرادركـشـی ؟ آیـا آنان كه علیه نظام اسلامی ،
 
علیه تمامیت ارضـی ،
 
بـرای  خشنودی  آمریكا و دیگر قدرتها،
 
دست به اسلحه بردند و بـا تـمـام توان تلاش می  كردند،
 
كردستان را از ایران عزیز جدا سـازنـد و آن را به پادگانی  برای  آمریكاییان دربیاورند،
 
به نظر این جبهه برادر بودند؟

آیا اینان كه دست خود را به خون سربازان فداكار ارتش و نیروهای  مـومـن و بـاوفـای  ارتش،
 
سپاه و نیروهای  مردمی  كه در پادگانهای  مـرزی  بـه نـگـهـبـانـی  از مرزهای  ایران اسلامی ،
 
استوار ایستاده بـودنـد،
 
آلـودنـد،
 
بـرادرنـد؟ قاسملو كه هیچ گاه در كنار مردم ایـران نبود و از كردی  تنها سبقه نژادی  را داشت،
 
از كدام پستان مـام میـهـن شیر نوشیده بود كه او را در كنار چمران و كاوه و بروجردی  و كاظمی  و … برادر بخوانیم؟

ایـنـان و هـمپیالگیهای  اینان،
 
خون ریزیها،
 
خون آشامیها،
 
شكنجه هـا،
 
تـجـاوزهـا و یـغماگریهای  گروهكهای  آمریكایی  تجزیه طلب را نـادیـده مـی  انـگـاشـتند و حركت آنان را حرمت آزادیخواهانه می  نـامیـدنـد،
 
ولـی  دفاع مردانه جوانان شریف و مردان غیور را از سرزمین اسلامی ،
 
خشونت! زهی  بی  شرمی .

اما امام،
 
بارها گروهكهای  محارب و هواداران آنان را اندرز داد،
 
آنـان را آزاد گـذاشـت تـا خـواسـته های  خود را در جامعه منتشر كـنـند،
 
برای  بیان اهداف خود به مناظره بنشینند،
 
هیاتهای  صلح و مذاكره و حسن نیت به كردستان فرستاد،
 
با فرستادگان و نمایندگان احـزاب بـه گفت وگو نشست،
 
بارها كسانی  را كه ناآگاهانه آلت دست عـوامـل بیگانه شده و علیه نظام اسلامی  دست به آشوب مسلحانه زده بـودنـد بخشید و فرمانده سپاه پاسداران در آن روزهای  آتش و خون كه هر روز ملت در تشییع جنازه شهیدی  شركت می  كرد،
 
اعلام كرد:

به جز سران جنایتكار حزب دموكرات كه دستشان به خون صدها مسلمان بـی  گـنـاه آلـوده اسـت دیـگـر اعـضـای  این حزب مشمول عفو حضرت امامند.50

آیـا ایـن امـام و ایـن یاران و این مردم خشونت طلب هستند؟ كجا چـنین رهبری  می  توان سراغ داد كه با محارب،
 
با جنگ طلب،
 
با خون ریـز،
 
با قاتل عزیزترین عزیزها،
 
چنین صبورانه و ترازمند برخورد كند؟

در سـال 1360 كه گروه بی  شماری  از امامان جمعه و بزرگان اسلام و انقلاب،
 
به تیرهای  زهرآگین سازمان منافقین به خون خود غلطیدند و مـردم مسلمان به خروش آمده در انتظارمجازات جنایتكاران دست گیر شـده بـودنـد،
 
امام بر توسن سركش انتقام،
 
كه چه بسا بسیار مورد پـسـنـد مردم باشد و او را بیش از پیش مطرح كند،
 
سوار نمی  شود،
 
آرام،
 
مـهـربانانه می  گوید: ما در پی  انتقام جویی  نیستیم و هدف از زندان اصلاح مجرمان است!

امام به مسوولان زندانها اعلام می  كند: زندانیانی  كه قابل اصلاح و بـازگشت از بیراهه اند،
 
ببخشند و اسباب آزادی  آنان را از زندان فراهم سازند:

(… مـن امـروز می  خواهم تاكید كنم در این امر كه راجع به این مـحـبـوسین (البته به استثنای  آنهایی  كه ما به حسب امر خدا نمی  تـوانیـم عـفو كنیم) باز تاكید می  كنم كه زودتر این قضیه تمام شـود و آقـای  مـوسـوی  به هر جا به همه شهرستانها سفارش كنند كه زودتـر ایـن كار را انجام بدهند و رسیدگی  زودتر شود،
 
تا ان شاء الـلـه برای  عید جدید،
 
یك عده چشمگیری  از اینها كه می  شود آنها را عـفـو كـرد،
 
حـالا گـنـاه دارنـد،
 
یـك گناهی  است كه قابل عفو اسـت…. انـحـرافی  است كه قابل عفو است،
 
تهیه كنند و برای  عید جـدیـد كه می  آید بفرستند تا ان شاء الله،
 
اینها عفو بشوند.)51

امـام بـارها به گروهكهای  محارب اندرز داد كه در راه خود تجدید نـظـر كـنـند و میان رفتار اسلام با عملكرد قدرتهایی  كه از آنها دسـتـور مـی  گیرند،
 
به مقایسه بپردازند و كوركورانه جان خود را از دست ندهند.

امام در بیانی  روشنگرانه،
 
كسانی  را كه شعار حمایت از خلق سر می  دادنـد،
 
راه هـا را نـاامـن مـی  سـاخـتند،
 
خرمنها را به آتش می  كـشیـدند،
 
و فرزندان مردم را به قتل رسانیدند،
 
منافق خواند كه میان رفتار و گفتارشان تفاوت است و از آزادی  استفاده نابجا می  كـنـنـد. آنـان بـه جـای  ایـن كه از آزادی  درست استفاده كرده و انـدیـشه و قلم را در راه بهروزی  و از میان بردن مشكلات و ایجاد تـفـاهـم به كارگیرند،
 
به مقدسات اسلام توهین می  كنند52 و آب به اسیاب بیگانگان می  ریزند.

گـروهكهای  قانون شكن،
 
به اندرزهای  امام گوش نكردند و هر روز بر دامـنـه آشـوبـهـا،
 
شـایعه پراكنیها،
 
توهین مقدسات افزودند. در مـطـبوعات آشكارا تاریخ تحریف می  شد،
 
احكام اسلام زیر سوال برده مـی  شـد و به تعبیر شهید بهشتی ،
 
متخصصان جنگ روانی  دركار آشفته كردن بازار انقلاب بودند.

امـام،
 
در سـخـنـرانـی  58/5/17 خـود،
 
بر خروشید و گفت: همه این خـرابـكاریها و آتش افروزیهایی  كه در گوشه و كنار كشور دیده می  شـود،
 
بـر اثـر آن بـود كـه ما سهل انگاری  كرده و به قانون عمل نـكـردیم و دست گروهكها و بدخواهان را برای  هر كار بازگذاشتیم:

(اگـر مـا از اول… مـجـلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل كرده بـودیم و روسای  و روسای  آنها را به سزای  خودشان رسانده بودیم و چـوبـه های  دار را در میدانهای  بزرگ بر پا كرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو كرده بودیم،
 
این پیش نمی  آمد.)53

گـاه،
 
عـفـو و بخشش،
 
شماری  از فساد انگیزان،
 
بویژه وابستگان به قـدرتـهـای  بـزرگ را جـری  و گـسـتـاخ می  كند; زیرا آنان از روی  نـاآگاهی  دست به كار نمی  شوند. آنان برای  ویرانگری ،
 
آشوب،
 
فتنه انـگیزی ،
 
براندازی ،
 
خون ریزی  و… مامور شده اند و عفو و بخشش و سیاست سهله سمحه،
 
میدان را برای  آنان باز می  كند و زمینه را مهیا می  سازد.

امـام،
 
هجوم عراق به ایران را مصداق بارز تجاوز آشكار باغیان و محاربان به نظام اسلامی  خواند.

صـدام بـه هدف براندازی  نظام و تجزیه ایران با لشكریان انبوه و سـاز و بـرگـی  مدرن از غرب و جنوب به كشور ما وارد شد،
 
شهرها و روسـتا ها را اشغال كرد،
 
ملیونها نفر را آواره ساخت و خسارتهای  جانی  و مالی  جبران ناپذیری  به ما وارد آورد.54

امام،
 
در گرماگرم جنگ گفت: ما هیچ گاه جنگ را شروع نكرده و نمی  كـنیم و اكنون از كشته شدن جوانان ایران و عراق ناراحتیم. این یـك اصـل مـسلم و خدشه ناپذیر است در اسلام كه جبهه حق،
 
هیچ گاه آغـاز بـه جـنگ نمی  كند،
 
امام روی  این اصل،
 
همیشه و همه گاه می  گفت:

(مـا هیـچ روزی  بـه عـراق حـمـله نكردیم و الان هم در حال دفاع هستیم.)55

امـام بـا استواری  به ملت ایران یادآور می  شد كه اكنون كه نبرد بـر مـا تـحـمیل شده،
 
به دشمن باج نمی  دهیم و برای  بیرون كردن دشـمـن از بـذل مـال و جـان دریـغ نداشته و حرمت و عزت و كرامت انـسانی  و اسلامی  خود را به چند روز زندگی  بیش تر در دنیای  دون،
 
نمی  فروشیم و چون امام حسین تا آخر ایستاده ایم.

امـام حـزب بعث را جنگ افروز می  دانست و می  گفت: باید تا سر حد نـابـود كـردن ایـن غده سرطانی  با اوجنگید و ریشه های  او را از سرزمین عراق بیرون كشید.

وی ،
 
در پاسخ فرستادگان برخی  از كشورهای  جهان گفت:

ایـن كـسـانـی  كه ما را به سازش فرا می  خوانند به جای  این كار،
 
مـتـجـاوز را سركوب كنند. رژیم عراق مزورانه،
 
بدون این كه قدمی  واپس نشیند و شهرهای  اشغالی  را ترك كند،
 
دم از صلح می  زند:

(ما حكم را قرآن قرار می  دهیم،
 
قرآن كتاب آسمانی  مسلمانان است. مـا یـك آیـه ای  از قـرآن را حكم قرار می  دهیم… آیه این است:

اگـر دو طـایفه ای  از مومنین با هم جنگ كردند شما صلحشان بدهید و اگـر یـك طایفه ای  از اینها به طایفه دیگر تجاوز كرد همه تان مـكـلفید كه با او قتال كنید،
 
جنگ كنید تا این كه به اطاعت خدا بـرگردد. وقتی  به اطاعت خدا برگشت صلح كنید به عدالت و قسط.)56

عـراق در سال سوم جنگ،
 
به حمله های  خود شدت بخشید. شهرها را به مـوشـك مـی  بـست و هواپیماهای  عراق هر روز شهرها را بمباران می  كـردنـد و در هـمـان حـال،
 
دم از صـلح و سازش می  زد و رادیوهای  بیـگـانه،
 
گفته های  او را در همه جا می  پراكندند امام امت،
 
در سـخـنـرانیـهای  روشنگرانه خود،
 
مردم را روشن ساخت كه صلح طلبی  صـدام،
 
بـسان صلح طلبی  اسرائیل است. اسرائیل به لبنان،
 
یورش می  بـرد،
 
آن گاه كه توانش كاهش می  یابد،
 
سازمان ملل را وارد ماجرا مـی  سـازد و آتـش بست بر قرار می  كند و با تجدید قوا دوباره از زمین و هوا،
 
به لبنان یورش می  آورد.

امـام،
 
هـوشیارانه از هدفهای  شوم صدام،
 
پرده بر می  داشت و گفت:

صـدام تـا خوزستان را به او ندهیم خرسند نمی  شود و ما می  بایست بـه نـبرد ادامه دهیم تا دشمن را از تجاوز دوباره ناامید كنیم. اگـر صـدام نیـمـه جان بماند و نیروی  رزمی  اش در هم نشكند،
 
با تجدید نیرو دوباره به سرزمین ما حمله ور می  شود.

وقـتـی  صـدام خیلی  از صلح دم می  زد،
 
امام گفت: صدام بسیاری  از شـهـرهـا و روسـتاهای  غرب و جنوب را به تل خاكی  تبدیل كرده،
 
او باید غرامت بدهد57 و در دادگاه صالحه محاكمه شود و

امـام،
 
هـجـوم به عراق را نه تهاجم،
 
بلكه دفاع از اسلام و ایران خـوانـد و با بیانی  بسیار روشن از كمكها و پاداشهای  بین المللی  به عراق متجاوز پرده برداشت:

اكـنون كه استكبار جهانی  به جای  تنبیه تجاوزگر،
 
به او پاداش می  دهـد و مـوشـك و هـواپیما و كشتی  و مهمات و تانگ و سلاح شیمیایی  بـرای  كـوبیدن شهرهای  بی  دفاع در اختیار او گذاشته است،
 
ما خود بـا ضـربـه زدن بـه بـنیه نظامی  عراق،
 
بعثیان را به مجازات می  رسـانیم و تا برآوردن خسارتهای  مالی  و محاكمه تجاوزگر تا آن جا كه توان داشته و شرایط به ما اجازه می  دهد،
 
مقاومت می  كنیم:

(شـهرهای  مرزی  ما هر روز در زیر توپهای  دور برد و موشكهای  دشمن اسـت… و بـر هـمه ما واجب است كه دفاع كنیم از كشور خودمان و دفـاع ایـن اسـت كـه مـا دشمن را تا آن جا برسانیم و برانیم كه نـتـوانـد بـا مـوشـكهای  خودش شهرهای  ما را بكوبد. رفتن در خاك عـراق،
 
نـه هـجمه به عراق است،
 
دفاع از اسلام و كشور اسلامی  است. نـظیـر ایـن كـه اگر یك كسی  در خارج منزل شما بایستد،
 
از داخل خـانـه خـودش سنگ پرانی  كند و موجب خسارت مالی  و جانی  شود،
 
اگر شـمـا وارد بـشـویـد درمنزل او،
 
شما هجمه نكردید به او،
 
شما می  خواهید دفاع كنید.)58

در دفـاع مقدس،
 
همه شرایط انسانی  و اسلامی  نگاهداشته می  شد و به فـرمـان امام،
 
جز در هنگامهای  ضروری ،
 
از حمله به شهرها خودداری  شد.

امـام،
 
هـمـواره بـه رزمندگان،
 
ارتشیان،
 
سپاهیان و… سفارش می  كرد: با اسرا با ترازهای  شرعی  و قانونی  رفتار كنند.59

مـجازات مرتد: از دیگر مواردی  كه اسلام،
 
با شدت برخورد می  كند و از قـوه قـهریه استفاده می  برد. به كیفر رساندن مرتدان است. آن كـه از اسـلام رو بـگـردانـد60،
 
یا یكی  از ضروریات دین را انكار كـند،
 
مرتد است. اسلام دین آزادی  است. به هر سرزمینی  كه چیره می  شـود و آن را در زیـر نـگین خود در می  آورد،
 
همگان را آزاد می  گـذارد كـه هـر مـرام و آییـنی  كه می  خواهند،
 
برگزینند كسی  را وادار بـر پـذیـرش دیـن اسلام نمی  كند ولی  اگر كسی  آگاهانه و با كـنـدوكـاو و تـحـقیق و پژوهش كه مورد سفارش اسلام است و به آن تـاكید می  ورزد،
 
وارد حوزه اسلام شد،
 
نمی  تواند آن را ترك كند. بیـرون رفتن از جرگه مسلمانان و یا اهانت به مقدسات و دستورات آن،
 
بـه مـنزله خنجر زدن از پشت به جبهه اسلام به شمار می  رود و از دین برگشته در مواردی ،
 
به سختی  كیفر می  بیند.

قـرآن،
 
از كـسـانـی  نـامـبـرده كه به انگیزه ترس از كافران،
 
یا دنیـاطـلبی  و رسیدن به دنیای  بهتر و یا به قصد توطئه و خیانت،
 
پـس از گرویدن به اسلام،
 
به اردوگاه كافران پیوسته اند. عبدالله بـن ابـی  سرح،
 
نویسنده پیامبر،
 
برای  رسیدن به دنیا به اسلام پشت كـرد و آیه های  قرآن را به سخره گرفت. پیامبر(ص) دستور داد: وی  را بكشند،
 
گرچه به پرده های  كعبه بیاویزد!؟61

قـرآن از یـهـودیان نام می  برد كه برای  ضعیف كردن اسلام و ایجاد اخـتلاف و نگرانی  بین مسلمانان تبانی  كردند تظاهر به اسلام بكنند و بـه اردوگـاه درآیند و پس از چندی  آن را ترك گویند;62 از این روی  اسـلام بـرای  نـگـهـداری  كیان دین و حراست از حوزه مسلمانی ،
 
هشدار داده: افراد پس از پذیرش اسلام در ترك آن آزاد نیستند.

امـام خـمینی ،
 
به پیروی  از اسلام راستین،
 
انگیزه های  كسان را در بـازگـشـت از اسلام و یا انكار پاره ای  از مسائل از نظر دور نمی  دارد. اگـر كـسانی  از روی  ناآگاهی  به اسلام و قانونها و آیینهای  آن،
 
بـه انـكـار مـسـائـلی  از آن بپردازند،
 
یا شرایط اجتماعی  و فـرهـنـگـی  ویـژه ای  آنان را به دین بد بین بسازد و به دشمنی  و سـتیـز بـرنـخیزند،
 
نمی  توان قانون كیفر مرتد را درباره اینان جـاری  سـاخـت. از این روی ،
 
امام،
 
افزون بركافران كه مسلمان شده انـد[ مـرتـد ملی ] برای  مسلمان زادگانی  كه از روی  ناآگاهی  و بی  بـصیـرتی  به گروهها و مكتبهای  الحادی  پیوسته اند،
 
راه توبه را بـاز مـی  دانـد. بـی  گـمـان،
 
بیش تر افرادی  كه در ایران پیش از انـقلاب و چه پس از آن،
 
كمونیست شده بودند،
 
مسلمان زاده بودند و بـرابر اصول فقهی ،
 
مرتد و سزاوار كیفر; اما امام راحل،
 
با آنان از جـایـگـاه هـدایت گرانه و ارشاد روبه رو شد و بارها آنان را اندرز داد و به برگشت به اسلام فرا خواند:

(… وصیت من،
 
به چپ گرایان مثل كمونیستها و چریكهای  فدایی  خلق و دیـگـر گـروهـهای  متمایل به چپ،
 
آن است كه: شماها بدون بررسی  صـحیـح از مكتبها و مكتب اسلام،
 
نزد كسانی  كه از مكتبها و خصوص اسـلام اطـلاع صحیح دارند،
 
با چه انگیزه ای  خودتان را راضی  كردید بـه مكتبی  كه امروز در دنیا شكست خورده رو آوردید… من به … احـزاب و گـروهـكـهـا… وصیت می  كنم كه: به ملت بپیوندند… و مـطـمئن باشند كه اسلام،
 
برای  آنان هم از قطب جنایتكار غرب و هم از قـطـب دیـكتاتور شرق بهتر است و آرزوهای  انسانی  خلق را بهتر انجام می  دهد.)63

ولی  برخورد امام،
 
با جبهه ملی  شدید بود; زیرا این جبهه،
 
از روی  آگـاهی  و برای  سست كردن بنیادهای  اسلام و دور كردن مردم از جبهه حـق و روی  گـردانـدن آنـان از اسـلام در برابر احكام جزایی  اسلام مـوضـع گـرفـتـه بود. قصاص از احكام مسلم اسلام به شمار می  رود.

وهیـچ كـس از مـسـلمانان در آن شبهه و تردید،
 
ولی  پس از تنظیم لایـحـه قـصـاص در سال 1360 جبهه ملی  با علم به موضوع به مخالفت بـرخـاسـت و بـه حـكـم خدا اهانت كرد. این گروه با اثرپذیری  از قـانونهای  كشورهای  غربی  و اعلامیه حقوق بشر،
 
كه مجازات اعدام در آن وجـود نـدارد،
 
حـكم قرآنی  قصاص را خشونت و وحشی  گری  خواند و در اعـلامیه ای  آن را محكوم كرد و مردم را به راهپیمایی  علیه آن فرا خواند!64

امـام در بـرابـر ایـن گـستاخی  و حركت ستیزه جویانه علیه قانون حیاتی  قصاص،
 
كه اسلام در سرزمین خود آشكارا مورد بی  حرمتی  قرار می  گرفت،
 
برآشفت و گفت:

(جبهه ملی  از امروز محكوم به ارتداد است. بله جبهه ملی  هم ممكن اسـت بـگـویـنـد كـه ما این اعلامیه را نداده ایم. اگر آمدند در رادیـو،
 
امروز بعد ازظهر آمدند،
 
در رادیو اعلام كردند به این كه ایـن اطلاعیه ای  كه حكم ضروری  مسلمین… را غیرانسانی  خوانده… از مـا نـبـوده… از آنها هم می  پذیریم،
 
اسلام هم در رحمتش باز است به همه مردم.)65

امام به سایر گروهها،
 
بویژه نهضت آزادی  هشدار داد: اگر به اسلام عـلاقـه داریـد حسابتان را از جبهه ملی  جدا كرده و تهاجم به حكم قصاص كه نص قرآن و ضروری  همه مسلمین است،
 
محكوم كنید.66

نـاسزا به به پیامبران: ناسزا به هر یك از پیامبران خدا،
 
بویژه پیـامـبـر اسلام درنزد همه فقیهان،
 
از موجبات ارتداد شمرده شده اسـت. ایمان به رسولان الهی  و احترام به آنان از اصول اسلام است.

اگـر كـسـی  به هر یك از فرستادگان خدا ناسزا گوید،
 
سزاوار كیفر اسـت و در این حكم فرقی  بین هیچ یك از مرتدان وجود ندارد; زیرا نـاسـزای  بـه انـبیا به انكار دین بر می  گردد و اهانت به قرآن. امـام در راسـتـای  اجرای  این حكم،
 
سلمان رشدی  را كه با پشتوانه هـمـه جـهان غرب و اروپا،
 
پیامبر اسلام را هدف شدیدترین اهانتها قـرار داد،
 
مـرتد اعلان كرد و از مسلمانان جهان خواست فرمان خدا را درباره وی  اجرا كنند.

(سـلـمـان رشدی  اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد بر هر مسلمان واجـب اسـت،
 
باجان و مال هم خود را به كار گیرد و او را به درك واصل گرداند.)67

امـام اهـانـت بـه امـامان و فاطمه زهرا(ع) را همانند اهانت به پیـامـبـر،
 
سبب ارتداد می  داند. ایشان درباره كسی  كه به فاطمه زهـرا(س) سخنی  ناشایست بر زبان رانده بود از صدای  جمهوری  اسلامی  پخش شد،
 
اعلام كرد:

اگـر ثـابـت شـود كه گوینده قصد اهانت به مادر امامان را در سر داشته،
 
می  بایست به سختی  كیفر ببیند.68

امـام هـمـواره بـه دولتمردان شجاعت می  بخشید كه در برابراجرای  دسـتـورهـا و آییـنهای  خداوند،
 
سهل انگار نباشند و از ستایش و نـكـوهـش بیـگـانـگان و تهدیدهای  اقتصادی  ،
 
سیاسی  و نظامی  غرب نـهـراسند و از این كه اروپا و آمریكا ما را در دنیا (به خشونت و تحجر) معرفی  كنند،
 
ترس به دل راه ندهند.69

امـام،
 
آزادیـخـواهی  غربیان را چیز واهی  می  دانست و آنها را یك مـشت انسانهای  وحشی  و جانی  بر می  شمرد كه برای  فریب دیگران،
 
دم از آزادیـخـواهـی  مـی  زنـنـد.مـی  گـفت: غرب و آمریكا،
 
مظهر همه جـنایتها و وحش گریها در جهانند و ثروت همه دنیا را به یغما می  بـرنـد،
 
نـمـونـه عینی  آن این است كه اسرائیل فرزند غرب است و بـاحـمـایـت سیـاسـی  و نظامی  آمریكا و اروپا،
 
افزون بر اشتغال فـلـسـطین،
 
هر روز جنوب لبنان را به آتش می  كشد و همه دولتهای  اسـلامـی  را در خـطر قرار داده است و با همه اینها،
 
به ما كه به ستمدیدگان كمك می  كنیم،
 
انگ تحجر و خشونت طلبی  می  زند:

(خـدای  تـبـارك و تعالی  در موضع عفو و رحمت رحیم است و در موضع انـتـقـام انـتـقـامجو،
 
امام مسلمین هم این طور بود…. ما نمی  تـرسیـم از ایـن كـه… در روزنامه های  خارج از ایران برای  ما چیـزی  بـنویسند. ما نمی  خواهیم وجاهت… در خارج از كشور پیدا كنیم. ما می  خواهیم به امر خدا عمل كنیم و خواهیم كرد.)70

 سید عباس رضوی


پی  نوشتها:

1. (عذر تقصیر به پیشگاه محمدو قرآن)،
 
ترجمه غلامرضا سعیدی ; وحی  و نبوت،
 
محمد تقی  شریعتی /314،
 
حسینه ارشاد.
2. (
اسـلام و مقتضیات زمان)،
 
شهید مطهری ،
 
ج42/1،
 50
،
 106
،
 
صدرا.
3.
روزنامه (كیهان)،
1358/3/7.
4. (
صـحیفه نور)،
 
مجموعه رهنمودهای  امام خمینی ،
 
ج21/15،
 
وزارت ارشاد.
5.
(او بـه تـنـهـایـی  یك ملت بود)/206. از مجموعه راست قامتان جاودانه تاریخ اسلام،
ج3،
 
واحد فرهنگی  بنیاد شهید.
6. (
آداب الـصلوه)،
 
امام خمینی ،
 
به اهتمام سید احمد فهری  /260،
 
آستان قدس رضوی .
7. (
بحارالانوار)،
علامه مجلسی ،
 71/57
،
 
موسسه الوفا،
 
بیروت.
8. (
صحیفه نور)،
 
ج257/19.
9.
سوره (فرقان)،
 
آیه 32.
10.
سوره (آل عمران)،
 
آیه 159.
11.
سوره (آل عمران)،
 
آیه 159.
12. (
خـدمـات مـتقابل ایران و اسلام)،
 
شهید مطهری ،
 
ج اول،
 
صدرا; (وحی  و نبوت)/383.
13. (
صحیفه نور)،
 
ج153/18.
14.
همان،
 
ج200/15.
15. (
بحارالانوار)،
 
ج267/70.
16.
سوره (فتح)،
 
آیه ;28 (صحیفه نور)،
 
ج234/5.
17. (
اربعین)،
 
امام خمینی ،
 
ج133/1،
 
طه.
18. (
صحیفه نور)،
 
ج29/10.
19.
همان،
 
ج227/7.
20. (
آداب الصلوه)،
 
امام خمینی / /261.
21. (
پـرتـویـی  از قـرآن)،
 
سیـد مـحمود طالقانی ،
 
ج58/2،
 
سهامی  انتشار.
22.
سوره (بقره)،
 
آیه 229.
23.
(صحیفه نور) ج;219/12 ج107/7.
24.
همان،
 
ج15/9.
25. (
توضیح المسائل)،
 
امام خمینی ،
 
مساله 2805.
26.(
تـفسیر نورالثقلین)،
 
الحویزی ،
 
ج278/2،
 
اسماعیلیان،
 
ذیل آیه 118،
 
سوره توبه.
27. (
توضیح المسائل)،
 
مساله 2792.
28.
همان،
 
مساله 2813.
29.
سوره (بقره)،
 
آیه 193.
30. (
صحیفه نور)،
 
ج82/19.
31.
سوره (عنكبوت)،
 
آیه 20.
32.
سوره انفال)،
 
آیه 29.
33.
سوره (اعراف)،
 
آیه 27.
34.
سوره (مائده)،
 
آیه 41.
35. (
توضیح المسائل)،
 
مساله ;2826 (تحریر الوسیله) امام خمینی ،
 
ج485/1،
 
وزارت ارشاد.
36. (
نهج البلاغه)،
 
خطبه 27.
37. (
صحیفه نور)
38.
همان،
 
ج44/7.
39. (
كـشف الاسرار)،
 
امام خمینی ;/228 (جهاد)،
 
شهید مطهری ،
 
صدرا; (آشنایی  با قرآن)،
 
شهید مطهری ،
 
ج210/3،
 
صدرا.
40.
سوره (حدید)،
 
آیه 25.
41. (
صحیفه نور)،
 
ج146/15.
42.
(او به تنهایی  یك ملت بود.)/293.
43. (
صحیفه نور)،
 
ج19/19.
44.
سوره (مائده)،
 
آیه 33.
45. (
تحریر الوسیله)،
 
ج493/2.
46.
سوره (حجرات)،
 
آیه 9.
47. (
طلوع و غروب دولت موقت)،
 
احمد سمیعی /155،
 
شباویز.
48.
همان/222.
49.
همان/123.
50.
همان;/213 (صحیفه نور) ج 261/8،
 
(ج3/9). (ج 172/10)
51. (
صحیفه نور)،
 
ج52/16.
52.
همان،
 
ج267/8.
53.
همان/251.
54.
مـجـلـه (حـوزه)،
 
شماره 97/13،
 
جنگ در آیینه مبانی ; (انقلاب اسـلامـی ،
 
جـنـگ تحمیلی  و نظام بین الملل)،
 
دفتر بررسیهای  سیاسی  سازمان تبلیغات اسلامی ،
 
بهار 1376.
55. (
صحیفه نور)،
 
ج21/19.
56.
همان،
 77/16.
57.
همان،
 
ج14/17.
58.
همان/230.
59.
همان،
 
ج120/15.
60. (
تحریر الوسیله)،
 
ج366/2،
 
موانع ارث.
61. (
تـفـسیر نورالثقلین)،
 
ج;90/3 (سیر اعلام النبلا) ذهبی ،
 
ج4 / 226،
 
دارالفكر.
62.
سـوره (آل عمران)،
 
آیه ;72 (مجمع البیان فی  تفسیر القرآن)،
 
طبرسی ،
 
ج2/115،
 
دار مكتبه الحیاه.
63. (
صحیفه نور)،
 
ج197/21.
64.
همان،
 
ج17/15.
65.
همان/18.
66.
همان/17 و 18.
67.
همان،
 
ج87/21.
68.
همان/76.
69.
همان ،
 
ج109/8.
70.
همان،
 
ج251/8

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.