حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 12 June , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1415 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 6 تعداد دیدگاهها : 81×
آیت الله بنابی : یاد خدا وسیله ی احیای درون است
17 آوریل 2017 - 10:54
شناسه : 3021
بازدید 698
21

جلسه اخلاق هفتگی طلاب سال سه به بالای حوزه علمیه حضرت ولیعصر (عج) بناب عصر یکشنبه در محضر آیت الله عبد المجید باقری بنابی برگزار گردید . آیت الله بنابی با اشاره به ماه رجب توجه به اعمال این ماه در روزهای باقی مانده از این ماه را توصیه نموده و یادآور شدند : توجه […]

ارسال توسط :
پ
پ

جلسه اخلاق هفتگی طلاب سال سه به بالای حوزه علمیه حضرت ولیعصر (عج) بناب عصر یکشنبه در محضر آیت الله عبد المجید باقری بنابی برگزار گردید .

آیت الله بنابی با اشاره به ماه رجب توجه به اعمال این ماه در روزهای باقی مانده از این ماه را توصیه نموده و یادآور شدند : توجه ائمه اطهار به اذکار و ادعیه این ماه در هیچ ماهی مشاهده نشده است .

ایشان یاد خدا را وسیله ای برای نورانیت ، حیات و نشاط دل و دوری شیطان دانسته و خاطرنشان کردند : قرآن و اذکار نمونه ای از یاد خداست و آن ، گاه در زبان ، گاه در دل و گاه ذکر عملی مانند حضور در مساجد و…. و گاه با همه وجود است .

مدیر حوزه علمیه بناب با اشاره به آیه 200 و 201 سوره اعراف و آیه ٣۶ سوره فصلت پناه بردن به خدا را بهترین راه برای فرار از وسوسه ی شیطان دانستند .

ایشان ادامه دادند : شیطان همیشه در راه یافتن نقاط ضعف انسان است و این آیات یاد خدا را راه رهایی از آن وسوسه ها معرفی میکنند .

ایشان با بیان اینکه گاهی شیطان کار نیک را وسیله ای برای منکر قرار میدهد توجه به امور جزئی را نیز در طول زندگی لازم دانسته و حضار را به کوچک نشمردن گناهان توصیه نمودند .

آیت الله بنابی با اشاره به اینکه آیات زیادی برای یاد خدا بیان گردیده ، اظهار داشتند : یاد خدا وسیله ی احیای درون است .

ایشان خاطرنشان کردند : اصل نماز همان یاد خداست که در قیامت با چهره ای زیبا مجسم شده و کمک رسان انسان خواهد بود .

ایشان کسانی را که از یاد خدا به دورند مصاحبان شیطان دانستند .

آیت الله بنابی در ادامه با بیان داستان بشر حافی (1) ، این داستان را نمونه ای از یاد خدا و حیات دل دانستند .

(1) روزی امام موسی کاظم (ع) از کوچه های بغداد می گذشتند . از خانه ای صدای عربده و تار و تنبور بلند بود و صدای پایکوبی می آمد . اتفاقا خادمه ای از منزل بیرون آمد . امام به او فرمود صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ سؤال عجیبی بود. گفت: از خانه به این مجللی این را نمی دانید ؟ این خانه «بشر» است، یکی از رجال، یکی از اشراف، یکی از اعیان، معلوم است که آزاد است. امام فرمود: بله، آزاد است، اگر بنده می بود که این سر و صداها از خانه اش بلند نبود. اندکی طول کشید و مکثی شد. امام رفتند. بشر متوجه شد که چند دقیقه ای طول کشید. نزد خادمه آمد و گفت: چرا معطل کردی؟ گفت: یک مردی مرا به حرف گرفت. گفت: آن مرد چه گفت؟ گفت: یک سؤال عجیبی از من کرد ، پرسید که صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ گفتم البته که آزاد است. بعد هم گفت: بله، آزاد است، اگر بنده می بود که این سر و صداها بیرون نمی آمد. گفت: آن مرد چه نشانه هایی داشت؟ علائم و نشانه ها را که گفت، فهمید که موسی بن جعفر است. پایش لخت بود ، به خود فرصت نداد که کفشهایش را بپوشد، برای اینکه ممکن بود امام را پیدا نکند. پای برهنه بیرون دوید (همین جمله در او انقلاب ایجاد کرد ) دوید، خودش را به دامن امام انداخت و  گفت : آقا! من از همین ساعت می خواهم بنده خدا باشم، و از آن ساعت بنده خدا شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.